1 فصل 1xadای است و هر چه به پایان آن نزدیکتر میxadشویم، لحظه به لحظه دلبریxadهایش بیشتر میxadشود. فصلی که در باور آدمxadها سرشار سکوت است و در این سکوت صدای خشخش برگxadهای زرد و خشک شده درختان در زیر پایت تجربهxadای بیxadمثال را در ذهن حک کرده و تو را به ادامه مسیر ترغیب میxadکند.
به گزارش ایسنا، منطقه مرکزی، در گوشهxadای از ایران در روستایی بکر پاییز حقیقتا فصل عاشقی است. هنوز میxadتوان در عمق خزان در این روستا امید به سبز شدن را با تمام وجود حس کرد و ریختن و خردشدن برگxadهای زرد در زیر پا انتظار سبز شدن و امیدی مجدد را در تو متبلور میxadکند.
اینجا که هنوز میxadتوان عاشق شد و عاشق ماند، ورده است؛ روستایی از توابع شهرستان زرندیه در استان مرکزی که حتی قبل از ورود به روستا این فصل رنگارنگ چنان خودنمایی میxadکند که اشتیاق قدم زدن، نفس عمیق کشیدن و لذت بردن در دامان طبیعت تو چندین برابر بیدار میشود.
روستای ورده در 38 کیلومتری شهرستان ساوه و 30 کیلومتری شهر مامونیه - مرکز شهرستان زرندیه - قرار دارد. گذشته از طبیعت بیxadنظیر این منطقه که زیبایی پاییزی آن روح را نوازش میxadدهد، آب و هوا و جاذبهxadهای سیاحتی و 1 روستا جمع کثیری از طبیعتxadگردان و گردشگران را در طول سال به خود میxadخواند.
قرار گرفتن ورده در منطقهxadای کوهستانی و سردسیر و نیز برخورداری از چندین چشمه و قنات، این روستا را به خطهای سرسبز تبدیل کرده و عنوان ورده به دلیل سرسبزبودن به آن اطلاق میxadشود آنچنانکه حتی از پاییز زرد روستا میxadتوان بر سرسبزی آن در بهار و تابستان مهر تایید زد.
در کوچهxadهای روستا که قدم میxadزنم اغلب، خانههای در حال ساخت یا نوسازی را میxadبینم که نشان از روند رو به توسعه روستا و همچنین بازگشت ساکنین قدیمی به آن را دارد، ساکنانی که چندی پیش مهاجرت کردهxadاند، اما ظاهرا فضای شهر به مزاج آنها سازگار نبوده است و بار دیگر این روستای سراسر زیبایی را برای زندگی یا گذراندن تعطیلات انتخاب کردهxadاند.
مردم این روستا به کشاورزی و باغداری و بعضا هم دامداری اشتغال دارند و به گفته برخی کشاورزان سالانه بخش اعظمی از محصولات باغی و نیز گندم، جو و حبوبات در این روستا برداشت و سهم قابل توجهی از تولیدات کشاورزی استان را به خود اختصاص داده است.
ورده به لحاظ طبیعتxadگردی بسیار شاخص است. هوا کمی سرد است، اما سرمای آن استخوانxadسوز نیست بلکه به مانند چشمxadانداز جشمxadنوازش، دلxadانگیز است.
در ورودی روستا منازل مسکونی قرار دارد و همینطور که جلو میxadروم وارد بخش دیگری از روستا که باغات و کوچهباغxadها هستند، میxadشوم. باغاتی با دیوارهای کوتاه و کاهxadگلی که نمxadنم باران بوی کاهxadگل را در آنها پراکنده کرده است و کاملا فضای روستایی را در ذهن زنده میxadکند. کوچهxadها با برگxadهای زرد و نارنجی درختان فرش شده است. خشکی برگxadها و خرد شدن آنها زیر پا حس لذتxadبخشی را به همراه دارد.
فضا به قدری زیباست که تنها میxadخواهم قدم بزنم، عمیق نفس بکشم و حتی سرکی هم به باغها بکشم. دیوار باغxadها به قدری کوتاه است که به راحتی میxadتوانم داخل باغ را ببینم، چیزی به عنوان در ورودی در این باغات نمیبینم که البته این مهم نشان از اعتماد، امنیت و سخاوت مردم این روستا دارد.
همینطور که کوچه پس کوچهxadها را طی میxadکنم به بالای روستا میxadرسم و میxadتوانم چشمxadاندازی از باغات که زمینهای زرد و ناریجی رنگ را در مقابل چشمانت قرار دادهxadاند را ببینم. تجربهxadای فوقxadالعاده چشمxadنواز است، حتی میxadتوانم ساعتxadها در نهایت سکوت حاکم بر فضا، تنها با شنیدن صدای آب که در نهر منتهی به باغات جاری است منظره را که فقط هنرنمایی پاییز است، نظارهxadگر باشم، اما وقت تنگ است.
اینجا ورده است. روستایی که هنوز بکر مانده، بافت روستایی حتی با ساخت و سازهایی که انجام شده هنوز روستایی است، در هیاهوی این فصل رنگxadرنگ که دل میxadبرد 1ی به چشمم میxadخورد که در 1 پاییز چشمxadنواز و زنده روستا به مخروبهxadای تبدیل شده است!
روزگاری در یک کیلومتری شمالxadشرقی روستا کاروانسرایی رونق داشت که امروز به طویله تبدیل شده است. در مسیر منتهی به کاروانسرا هنوز پاییز رنگ رنگ روح و چشم را نوازش میدهد و انتظار دارم کاروانسرایی سرپا را در قلب پاییز منطقه ببینم، اما خزان روح کاروانسرا را از بین برده است، اوضاع و احوال مناسبی ندارد و نفسxadهای آخر را میxadکشد.
این کاروانسرا معروف به کاروانسرای شاهxadعباسی ورده مربوط به دوره صفوی است که در سال 1354 ثبت ملی شده، اما این روزها به آغل گوسفندان تبدیل شده است. هرچند از بیرون کاروانسرا میxadتوانم اوضاع داخل را حدس بزنم، اما با این حال وارد کاروانسرا شدم به هرگوشه که نگاه میxadکنم تنها تلی از آجرهای حاصل از ریزش دیوارهای کاروانسرا را میxadبینم. هر قدمی که برمیxadدارم زیر پایم فضولات دامxadهاست. دری وجود ندارد. طاقxadنماها ریخته است و این شرایط گویای پایان عمر کاروانسراست.
یکی از ساکنین روستا درخصوص کاروانسرا میxadگوید: آنچه قدیمیxadهای روستا میxadگویند این است که کاروانسرای ورده به دستور شاهxadعباس اول در مسیر جاده ابریشم برای احیای این جاده ساخته شد، هرچند که در گذشته رونقی داشته، اما امروز به محلی برای نگهداری گوسفندان تبدیل شده است.
به هر گوشه این بنای ثبتxadشده که نگاه میxadکنم دلم میxadگیرد روزگاری چه برو بیاهایی در این کاروانسرا بوده است، اما امروز از رونق افتاده و به حال خود رها شده است.
در مقابل کاروانسرا که میxadایستم. هشتی خروجی منتهی به روستا را میxadتوان دید، یکی دو قدم که برمیxadدارم در سمت راست پلهxadهای پشتxadبام کاروانسرا قرار دارد، اما از سه چهار پله اول چیز باقی نمانده. روبروی پلهxadها در سمت چپ ورودی کاروانسرا، هشتی و سکویی است که از پشم گوسفند پر شده است.
با اینکه چیزی از سه چهار پله اول باقیxadنمانده به هر زحمت و سختی است از پلهxadها بالا میxadروم، حدود 13 پله را طی میکنم و به پشتxadبام میxadرسم کف بام با آجر فرش شده است، اما اوضاع بام هم تعریفی ندارد هر قدم که برمیxadدارم حفرهxadای را میxadبینم که آجرهای آن فروریخته است و میxadتوان از درون آن طبقه پایین را که آنهم وضع خوبی ندارد، دید.
چشمxadانداز اطراف از بام کاروانسرا دیدنی است. در مقابل خود روستای پاییز زده و زرد و نارنجی شده ورده را میxadبینم که همچنان چشم را نوازش میxadدهد. از سمت دیگر شهر مامونیه مرکز شهرستان زرندیه و صنایع و کارخانجات خودنمایی میxadکنند و در سمت دیگر قناتی پر آب قابل رویت است.
در مقابل ورودی کاروانسرا قنات علیxadآباد با آبی زلال، خنکی منطقه را دوچندان کرده است. از بالای بام کاروانسرا که نگاه میxadکنم منظرهxad دیدنی است. در یک ضلع قنات چندین درخت با برگxadهای زرد فضا را دلxadانگیز کرده است، اما خرابی کاروانسرا اجازه لذت بردن از این فضا را نمیxadدهد.
از بام به داخل محیط کاروانسرا که نگام میxadکنم چیزی جز آجر فروریخته و دیوارهای سیاه شده به چشمم نمیxadخورد. کاروانسرای شاهxadعباسی ورده دیگر شاکله یک کاروانسرا را ندارد. دیوار یک سمت از بام که کامل فرو ریخته است، از فراموش شدن کاروانسرا خبر میدهد.
به لحاظ سست بودن بام و تخریبها ترجیح میxadدهم خیلی روی بام نباشم. با همان مشقت بالا رفتن از پله پایین میxadآیم گشتی در محوطه کاروانسرا میxadزنم، اما ترجیح میxadدهم که به سمت قنات و باغات اطراف بروم. کنار قنات که میxadایستم احساس سرمای بیشتری میxadکنم آب قنات و وزش باد، سردی هوا را دوچندان میxadکند، اما به قدری فضا آرام است که ترجیح میxadدهم قدمی در منطقه بزنم. دیوارهای باغات این سمت از روستا هم کوتاه است کل زمین با برگ درختان پوشیده شده و باغxadها همچنان فاقد در هستند. امنیت و اعتماد منطقه و مردم مثالxadزدنی است.
موقع برگشت باز هم چشمم به کاروانسرا میxadافتد در قلب این منطقه زیبا وجود این کاروانسرای رو به سقوط تنها آه و افسوس را برایم برجای میxadگذارد. سبقه این بنا آنقدر هست که حداقل از ورود گوسفند و تبدیل شدن آن به آغل جلوگیری شود، اما وضعیت کنونی گواهی بر این مدعاست که سالxadهای سال است این بنای قدیمی به حال خود رها شده و میراثxadفرهنگی یک سر هم به آن نزده است.
به گفته اهالی روستا با وجود اینکه کاروانسرا در آستانه فروریختن است، گردشگران زیادی منطقه را همواره برای گذران اوقات فراغت و طبیعتxadگردی انتخاب میxadکنند.
آنها معتقدند با وجود اینکه اوضاع کاروانسرا مناسب نیست، اما ایام تعطیل خاصه در بهار و تابستان اطراف قنات غلغله میxadشود و اگر میراثxadفرهنگی نگاهی به این کاروانسرا بیندازد و درصدد مرمت و بازسازی این بنای ثبتxadشده برآید قطعا پتانسیل طبیعتxadگردی منطقه دوچندان و گردشگری تاریخی روستای ورده چند برابر خواهد شد، اما ظاهرا نوع نگاه مسئولان میراثxadفرهنگی استان مرکزی و شهرستان زرندیه نسبت به بناهای تاریخی نگاهی متفاوت است.
آذر اسفندیاری - ایسنا منطقه مرکزی
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی